loading...

حدیث، شعر و فضائل اهل بیت علیهم السلام

بازدید : 77
سه شنبه 29 ارديبهشت 1399 زمان : 14:24

سخنان ابن عباس بعد از به شهادت رسيدن امير المومنين علیه السلام

ابو القاسم فرات کوفی رضوان الله علیه روایت کرده است:

١٩٢ ـ ٨ ـ فرات قال : حدثنا علي بن محمد بن مخلد الجعفي معنعنا : عن سليمان بن يسار قال : رأيت ابن عباس رضي الله عنه لما توفي أمير المؤمنين [ علي بن أبي طالب. ر. عليه‌السلام. ر ، ب ] بالكوفة وقد قعد في [ ر : على ] المسجد محتبيا [ أ ، ر : مجتنبا ] ووضع مرفقه [ ر : فرقه. أ : فوقه ] على ركبتيه وأسنديده [ أ : به ] تحت خده وقال أيها الناس إني قائل فاسمعوا « مَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ » [ ٢٩ / الكهف ] ، سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يقول : إذا مات علي وأخرج من الدنيا ظهرت في الدنيا خصال لا خير فيها. فقلت : وما هي يا رسول الله؟ فقال : تقل الامانة وتكثر الخيانة حتى يركب الرجل الفاحشة وأصحابه ينظرون إليه ، والله لتضايق الدنيا بعده بنكبة ، ألا وإن الارض لا يخلو مني مادام علي حيا في الدنيا بقية من بعدي ، علي في الدنيا عوض مني [ أ : من ] بعدي ، علي كجلدي ، علي كلحمي [ ر : لحمي ] ، علي عظمي ، علي كدمي ، علي عروقي ، علي أخي ووصيي في أهلي وخليفتي في قومي ومنجز عداتي وقاضي ديني ، قد صحبني علي في ملمات أمري ، وقاتل معي أحزاب الكفار ، وشاهدني [ ر : شاهدي ] في الوحي وأكل معي طعام الابرار ، وصافحه جبرئيل [ عليه‌السلام. ر ] مرارا نهارا جهارا وقبل جبرئيل [ عليه‌السلام. أ ] [ خد. أ ، ب ] علي اليسار وشهد جبرئيل وأشهدني‌‌ان‌عليا من الطيبين الاخيار ، وأنا أشهدكم معاشر الناس لا تتساءلون من علم امركم مادام علي فيكم ، فإذا فقدتموه فعند ذلك تقوم الاية « لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ » [ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ . أ ، ب ].

سلیمان بن یسار گفت: هنگامی‌که امیر المومنین علیه السلام در کوفه درگذشت من ابن عباس را دیدم که در مسجد نشسته و جامه‌ای بر کمر و پاهایش بسته و سرش را روی زانوان و دستش را زیر گونه‌اش گذاشته است و می‌گوید:‌‌‌ای مردم من حرفی دارم که گوش فرا دهید. هر کس خواست ایمان بیاورد و هر کس خواست کفر بورزد، من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: هنگامی‌که امیر مومنان علی بن ابی طالب علیهما السلام از دنیا برود در دنیا نشانه‌ها و ویژگی‌هایی آشکار می‌شود که هیچ خیری در آن‌ها نیست. من گفتم:‌‌‌ای رسول خدا صلی الله علیه و آله آن نشانه‌ها چیستند؟ آن حضرت فرمود: امانت کم می‌شود و خیانت زیاد می‌گردد طوری که مرد با زن بدکاره هم‌بستر می‌شود و دوستانش به او نگاه می‌کنند. به خدا سوگند دنیا بعد از او با مصیبت و بدبختی در تنگنا قرار می‌گیرد آگاه باشید که زمین از وجود من تهی نگشته است تا زمانی که علی علیه السلام بعد از من زنده باشد. علی بعد از من در دنیا جانشین من است، علی مانند پوستم است، علی گوشت من است و علی استخوان من است و علی همچون خون من است و علی رگ‌های من است، علی برادر و وصی و خلیفه من در قومم است، علی انجام‌دهنده وعده‌های من و قاضی دین من است، علی مرا در سختی‌های کارم همراهی کرد و در رکابم با گروه‌های کفار جنگید و در وحی شاهد و ناظرم بود و طعام نیکوکاران را با من تناول کرد و بارها جبرئیل علیه السلام آشکارا در طول روز با او مصافحه و ملاقات کرد؛ و شهادت داد و مرا به شهادت گرفت که علی علیه السلام از پاکان و برگزیدگان است،‌‌‌ای مردم من شما را شاهد می‌گیرم تا زمانی که علی علیه السلام در نزد شماست از علم امرکننده­‌تان نپرسند و هنگامی‌که او را از دست دادید مصداق این آیه اتفاق می‌افتد: «کسانی که از برهانی نابود شدند باید نابود گردند و کسانی که از برهانی زنده شدند باید زنده گردند» و خداوند شنوا و داناست.

تفسیر فرات الکوفی، جلد ۱، صفحه ۱۵۴-۱۵۵، حدیث ۱۹۲، چاپ موسسه التاریخ العربی

تقویم شیعه: بیست و سوم رمضان
بازدید : 86
سه شنبه 29 ارديبهشت 1399 زمان : 14:24

تقویم شیعه

بیست و یکم رمضان

۱- شهادت امیر المومنین علیه السلام

امام المتقین امیر المومنین علیه السلام در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید، در حالی که از سن مبارک حضرتش ۶۳ سال گذشته بود. در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهای مبارک امیر المومنین علیه السلام ظاهر شد و پاهای مبارک ورم کرد. در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیر المومنین علیه السلام بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیت‌های خود را فرمود. در آن شب هر چه خوردنی و آشامیدنی آوردند تناول نفرمود، و لب‌های مبارکش به ذکر خدا حرکت می‌کرد، و مانند مروارید عرق از پیشانی نازنینش می‌ریخت و با دست مبارک خود آن را بر طرف می‌کرد. به امام مجتبی علیه السلام فرمود: تو را به برادرت حسین علیه السلام وصیت می‌کنم. به فرزندان دیگر که از فاطمه زهرا علیها السلام نبودند، فرمود: شما را وصیت می‌کنم به اطاعت از حسن و حسین. سپس فرمودند: خداوند شما را صبر نیکو کرامت فرماید. امشب از میان شما می‌روم و به حبیب خود محمد مصطفی صلی الله علیه و آله ملحق می‌شوم چنانچه مرا وعده داده است. صدای گریه از اهل بیت بلند شد. آنگاه دستوراتی در مورد غسل، کفن، نماز و محل دفن به امام مجتبی علیه السلام فرمودند و با امام حسین علیه السلام و حضرت زینب علیها السلام کلماتی از کربلاء فرمودند. بعد از وداع با همگان دست و پای مبارک را به طرف قبله کشیدند و فرمودند: اشهد‌‌ان‌لا اله الا الله وحده لا شریک له و اشهد‌‌ان‌محمداً عبده و رسوله، و چشمان مبارک را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارک فرمودند. صدای شیون و گریه از خانه آن حضرت بلند شد. اهل کوفه که باخبر شدند، صدای شیون و ناله از تمامی‌شهر برخواست، مانند روزی که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفتند. در آن شب آفاق آسمان متغیر گشت و زمین لرزید و صدای تسبیح و تقدیس فرشتگان از هوا شنیده شد. سپس مشغول غسل آن حضرت شدند. بعد از غسل و کفن، امام حسن و امام حسین علیه السلام پشت سر تابوت را همانطور که حضرت فرموده بودند برداشته، جلو تابوت خودش حرکت می‌کرد، تا در مکانی فرود آمد. بعد از نماز بر آن حضرت توسط امام مجتبی علیه السلام، مقداری از زیر تابوت را کندند و قبری آماده یافتند که داخل آن لوحی مسی یا سفالی بود و بر آن نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم، این قبری است که نوح پیامبر برای بنده صالح خدا علی بن ابی طالب حفر نموده است. بدن مطهر آن حضرت را دفن نمودند و حسب وصیت آن حضرت، قبر مطهرش را مخفی نمودند تا در زمان‌هارون بر همگان معلوم شد. فرزندان آن حضرت از همسران مختلف ۲۸ دختر و پسرند. ۵ نفر آن‌ها اولاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا علیها السلام هستند که عبارتند از امام حسن و امام حسین و زینب کبری وام کلثوم و حضرت محسن علیهم السلام که در دوران حمل در شش ماهگی توسط منافقین در ماجرای هجوم به خانه امیر المومنین علیه السلام به شهادت رسید. حضرت عباس علیه السلام و جعفر و عثمان و عبد الله در کربلا به شهادت رسیدند، که مادرشان ام البنین است. بقیه اولاد حضرت از همسران دیگر هستند.

وقتی خبر شهادت امیر المومنین علیه السلام به عایشه رسید چنان خوشحال شد که بی‌اختیار شعری خواند و سپس گفت: چه کسی علی را کشت؟ جواب دادند: ابن ملجم. گفت: خاک بر دهانش مباد (کنایه از اینکه خوب کاری کرد).

در شب ۲۱ ماه رمضان حضرت عیسی بن مریم علیه السلام به آسمان برده شد؛ و در همین شب حضرت موسی بن عمران و یوشع بن نون علیهم السلام رحلت نمودند.

۲- بیعت با امام مجتبی علیه السلام

در این روز مردم پس از شهادت امیر المومنین علیه السلام با امام حسن علیه السلام بیعت کردند.

۳- قتل ابن ملجم

در این روز ابن ملجم لعنت الله علیه با یک ضربت شمشیر به جهنم فرستاده شد. بعد از کشته شدن ابن ملجم مردم به سوی قطام ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درک فرستادند و جثه‌اش را بیرون کوفه سوزانیدند. ابن بطوطه متوفی سال ۷۷۹ هجری قمری گفته است: هنگامی‌که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه در زمینی سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و علت را پرسیدم. گفتند: اینجا قبر ابن ملجم است. عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی می‌آوردند و هفت روز در این مکان می‌سوزانند.

تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۹۰-۲۹۳

سخنان ابن عباس بعد از به شهادت رسيدن امير المومنين علیه السلام
بازدید : 211
شنبه 26 ارديبهشت 1399 زمان : 9:22

علم غیب امیر المومنین علیه السلام به زمان شهادتشان (به روایت اهل تسنن)

ابن اثیر جزری عالم بزرگ اهل تسنن روایت کرده است:

أنبأنا جدي حدثنا زيد بن علي عن عبيد الله بن موسى حدثنا الحسن بن كثير عن أبيه قال خرج علي لصلاة الفجر فاستقبله الإوز يصحن في وجهه قال فجعلنا نطردهن عنه فقال دعوهن فإنهن نوائح وخرج فأصيب.

كثیر احمسی بجلی (که از اصحاب امیر المومنین علیه السلام است) روایت کرده است که مولا وقتی برای نماز صبح خارج شد مرغابی‌ها راه او را سد کردند پس من گفتم که یا مولا بگذار آن‌ها را دور سازم. مولا علی فرمودند: وابگذار آن‌ها را زیرا آن‌ها برای من نوحه می‌خوانند پس مولا علی در آن وقت که خارج شده بود شهید شد.

ابن اثیر جزری پس از نقل روایت می‌نویسد:

وهذا يدل على أنه علم السنة والشهر والليلة التي يقتل فيها والله أعلم.

و این دلالت بر این دارد که امیر المومنین علی (علیه السلام) از سال و ماه و شبی که به شهادت خواهد رسید با خبر بود.

اسد الغابة، تالیف ابن اثیر جزری، صفحه ۸۸۴، دار ابن حزم

چگونه دمپایی های روفرشی محیط کاری بهتری رو فراهم میکنند؟
بازدید : 87
شنبه 26 ارديبهشت 1399 زمان : 9:22

لعن اهل جمل توسط امیر المومنین علیه السلام

شیخ مفید رضوان الله علیه روایت کرده است:

٤٨- عن يوسف بن كليب المسعودي قال: حدثنا أبو مالك عن عبد الله بن عطاء عن أبي جعفر محمد بن علي - عليه السلام - قال: قال علي - صلوات اله عليه -: لعن أهل اجمل. فقال رجل: يا أمير المؤمنين إلا من كان منهم مؤمنا. فقال - عليه السلام - : ويلك ما كان فيهم مؤمن...

امیر المومنین علیه السلام فرمودند: لعنت بر اهل جمل باد. مردی گفت: یا امیر المومنین (علیه السلام) البته لعنت به جز بر مومنین آن‌ها. امیر المومنین علیه السلام فرمودند: وای بر تو، در بین آن‌ها هیچ مومنی نیست.

الکافئة فی ابطال توبة الخاطئة، تالیف شیخ مفید، صفحه ۴۱-۴۲، حدیث ۴۸، چاپ الموتمر العالمی‌لالفیة الشیخ المفید

علم غیب امیر المومنین علیه السلام به زمان شهادتشان (به روایت اهل تسنن)
بازدید : 125
شنبه 26 ارديبهشت 1399 زمان : 9:22

تقویم شیعه

نوزدهم رمضان

ضرب خوردن امیر المومنین علیه السلام

در ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری قمری در نماز صبح در مسجد کوفه با شمشیری مسموم به دست ناپاک ابن ملجم منافق لعنت الله علیه بر فرق مبارک امیر المومنین علیه السلام ضربت وارد شد. در ۱۳ ماه رمضان سال ۴۰ هجری قمری حضرت مولی الموحدین علی بن ابی طالب امیر المومنین علیهما السلام بعد از فارق شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند. در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان کلماتی پربار در حقایق اسلام، در آخر بیانات شریف خود، به فرزندشان امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: تا امروز چند روز از ماه مبارک رمضان می‌گذرد؟ امام مجتبی علیه السلام فرمود: ۱۳ روز گذشته است. از امام حسین علیه السلام پرسیدند: چند روز باقی مانده است؟ امام حسین علیه السلام فرمود: ۱۷ روز باقی مانده است. در این هنگام امیر المومنین علیه السلام دست به محاسن مبارک گرفتند و فرمودند: نزدیک است این موی من به خون سرم خضاب شود.

در شب ۱۶ ماه رمضان سال ۴۰ هجری قمری امیر المؤمنین علیه السلام در خواب پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدند، و آن حضرت به نزدیک شدن ملاقاتشان در بهشت به امیر المومنین علیه السلام بشارت دادند، امیر المومنین علیه السلام به دخترشان ام کلثوم علیها السلام خبر دادند. در شب نوزدهم در شب نوزدهم امیر المومنین علیه السلام روزه را در منزل ام کلثوم علیها السلام افطار نمودند. در شب ۱۹ ماه رمضان سال ۴۰ هجری قمری وردان و شبیب لعنت الله علیهما که با ابن ملجم در شهادت امیر المومنین علیه السلام همراه بودند، در حین درگیری کشته شدند. در سال چهلم گروهی از خوارج در مکه جمع شدند و بر کشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند که در یک شب امیر المومنین علیه السلام و عمرو عاص و معاویه را بکشند. ابن ملجم کشتن امیر المومنین علیه السلام را بر عهده گرفت و وارد کوفه شد و با کمک قطام بنت اخضر که ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت، و با همدستی شبیب بن بجره و وردان بن مجاله تصمیم خود را عملی کرد. در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح، امیر المومنین علیه السلام وارد مسجد شد و صدای نازنین ایشان به یا ایها الناس، الصلاة بلند شد. سپس آن حضرت مشغول نماز شد. هنگامی‌که در رکعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله‌ور شد، ولی شمشیرش خطا کرد. بلافاصله ابن ملجم لعنه الله حمله کرد و شمشیر او فرق مبارک آن حضرت را شکافت و محاسن شریفش به خون فرق مبارکش خضاب شد، و صدای مبارکش بلند شد: بسم الله و بالله و علی مله رسول الله، فزت و رب الکعبه. صدای جبرئیل بلند شد: تهدمت والله ارکان الهدی و انطمست اعلام التقی و انفصمت العروه الوثقی، قتل ابن عم المصطفی، قتل الوصی المجتبی، قتل علی المرتضی، قتل اشقی الاشقیاء.

تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۸۷-۲۸۸

لعن اهل جمل توسط امیر المومنین علیه السلام
بازدید : 114
سه شنبه 22 ارديبهشت 1399 زمان : 0:21

اگر شتر وارد سوراخ سوزن شد، طلحه و زبیر و اصحاب جمل هم وارد بهشت می‌شوند!

خدای عالم در آیه ۴۰ سوره اعراف می‌فرماید:

إنّ الّذين كذّبوا بآياتنا واستكبروا عنها لا تفتّح لهم أبواب السّماء ولا يدخلون الجنّة حتّى يلج الجمل في سمّ الخياط وكذلك نجزي المجرمين .

همانا کسانی که آیات ما را دروغ پنداشتند و خود را برتر از ایشان شمردند درهای آسمان برایشان گشوده نمی‌شود و داخل در بهشت نمی‌گردند تا وقتی که شتر وارد سوراخ سوزن گردد و این چنین تبهکاران را سزا می‌دهیم!

در تفسیر قمی‌و عیاشی رحمهما الله از امام صادق و امام باقر روحی فداهما نقل شده است که این آیه درباره‌ی برپاکنندگان معرکه‌ی جمل یعنی طلحه و زبیر نازل شده و منظور از جمل همان لشکر شتر عایشه است!

مرحوم شرف الدین نجفی رحمه الله می‌فرمایند: اهل جمل کسانی‌اند که آیات خدا را دروغ شمردند و بزرگ‌ترین آیت خدا وجود مقدس امیر المومنین روحی فداه است که بر وی سرکشی کرده و او را تکذیب نمودند! و به خاطر ارواح ناپاک و رفتارهای زشتشان درهای آسمان به رویشان گشوده نمی‌شود.

تفسیر کنز الدقائق، تالیف میرزا محمد قمی‌مشهدی، جلد ۵، صفحه ۶۴، چاپ موسسه فرهنگی هنری شمس الضحی

معرفی کتاب عاشقانه
بازدید : 78
سه شنبه 22 ارديبهشت 1399 زمان : 0:21

قطره‌ای از دریای کرم امام حسن علیه السلام

شیخ رضی الدین حلی، برادر علامه حلی روایت کرده است:

۲۳- قيل: وقف رجل على الحسن بن على عليهما السلام فقال: يا ابن أمير المؤمنين بالذى أنعم عليك بهذه النعمة التي ما تليها منه بشفيع منك إليه، بل انعاما منه عليك، الا ما أنصفتني من خصمى، فانه غشوم ظلوم، لا يوقر الشيخ الكبير، ولا يرحم الطفل الصغير. وكان متكئا فاستوى جالسا وقال له: من خصمك حتى أنتصف لك منه، فقال له: الفقر، فأطرق (عليه السلام) ساعة، ثم رفع رأسه الى خادمه وقال له: أحضر ما عندك من موجود، فأحضر خمسة آلاف درهم، فقال: ادفعها إليه، ثم قال له: بحق هذه الاقسام التي أقسمت بها على متى أتاك خصمك جائرا الا ما أتيتني منه متظلما .

نقل شده است که شخصی محضر مبارک امام حسن علیه السلام شرفیاب شد و عرض کرد:‌‌‌ای فرزند امیر المومنین علیه السلام! تو را سوگند می‌دهم به حق کسی که این نعمت (امامت و ولایت) را بدون شفاعت کسی به تو عنایت نموده! از دشمنم انتقام بگیری، چرا که او دشمنی است که به مردم، حیله و ستم می‌نماید، نه به پیرمرد بزرگ احترام می‌گذارد و نه به کودک شیرخوار ترحم. امام حسن علیه السلام تکیه کرده بودند، وقتى سخن آن شخص را شنیدند برخاستند و نشستند، آنگاه به او فرمودند: دشمن تو کیست تا از او برایت انتقام بگیرم؟ گفت: فقر و نیاز. امام حسن علیه السلام لحظاتی سر مبارک خود را به زیر انداخت، سپس سر بلند کرده و به خادم خویش فرمودند: آنچه موجودى نزد توست، بیاور. او رفت و پانصد هزار درهم حاضر ساخت. امام علیه السلام فرمودند: همه این مبلغ را به آن شخص نیازمند بده! آنگاه رو به او کرد و فرمودند: تو را به حق همان سوگندهایی که به من دادی، سوگند می‌دهم! هر موقع این دشمن به سوى تو آمد، نزد من بیا و دادخواهی کن.

العدد القویة لدفع المخاوف الیومیة، تالیف رضی الدین حلی، صفحه ۳۵۹، حدیث ۲۳، چاپ منشورات آیة الله مرعشی نجفی

مثل نمک که طعم غذا را عوض کند / لطف کریم، وضع گدا را عوض کند

اگر شتر وارد سوراخ سوزن شد، طلحه و زبیر و اصحاب جمل هم وارد بهشت می‌شوند!
بازدید : 116
سه شنبه 22 ارديبهشت 1399 زمان : 0:21

تقویم شیعه

پانزدهم رمضان

۱- ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام

شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجری قمری دومین امام شیعیان حضرت ابو محمد حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام در شهر مدینه به دنیا آمد. القاب آن حضرت: سید، سبط، امین، اثیر، حجت، بر، نقی، زکی، مجتبی، زاهد. رنگ مبارکش سرخ و سفید، دیدگان مبارکش گشاده و چشمانش مشکی بود. گونه مبارکش هموار و محاسنش انبوه و موی سرش مجعد بود. گردن مبارک در نور و صفا مانند نقره صیقل زده، میانه بالا و شانه‌هایی گشاده داشت و از همه مردم خوشروتر بود. خضاب بسیار می‌کرد و بدن شریفش در نهایت لطافت بود.

در روز هفتم ولادت آن حضرت، مادرش فاطمه زهرا علیها السلام آن مولود مبارک را در پارچه حریری که جبرئیل علیه السلام آن را برای پیامبر صلی الله علیه و آله از بهشت آورده بود، پیچید و خدمت رسول گرامی‌اسلام صلی الله علیه و آله آورد، و آن حضرت نام مبارکش را حسن نهاد و گوسفندی برای حضرتش عقیقه نمود.

۲- حرکت حضرت مسلم علیه السلام به سمت کوفه

در این روز در سال ۶۰ هجری قمری حضرت ابا عبد الله علیه السلام جناب مسلم بن عقیل علیه السلام را به کوفه روانه کرد. همراه او پاسخ نامه‌های کوفیان را داده بود که مضمون آن چنین بود: به سوی شما برادر و پسر عمویم، موثق اهل بیت خویش، مسلم بن عقیل را فرستادم. اگر او بنویسد برای من که رأی دانایان و بزرگان شما متفق شده بر آنچه در نامه‌ها درج کرده‌اید، به زودی به سوی شما خواهم آمد،‌‌ان‌شاء الله.

تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۷۶-۲۷۷

قطره‌ای از دریای کرم امام حسن علیه السلام
بازدید : 102
شنبه 19 ارديبهشت 1399 زمان : 19:23

ندای الهی و ندای شیطان پیش از ظهور

شیخ طوسی رحمه الله روایت کرده است:

أحمد بن إدريس، عن علي بن محمد بن قتيبة، عن الفضل بن شاذان، عن الحسن بن محبوب، عن أبي حمزة الثمالي قال: قلت لابي عبد الله عليه السلام: إن أبا جعفر عليه السلام كان يقول: خروج السفياني من المحتوم، والنداء من المحتوم، وطلوع الشمس من المغرب من المحتوم، وأشياء كان يقولها من المحتوم. فقال أبو عبد الله عليه السلام: واختلاف بني فلان من المحتوم، وقتل النفس الزكية من المحتوم وخروج القائم من المحتوم. قلت: وكيف يكون النداء ؟. قال: ينادي مناد من السماء أول النهار يسمعه كل قوم بألسنتهم: ألا إن الحق في علي وشيعته. ثم ينادي إبليسفي آخر النهار من الارض: ألا إن الحق في عثمان وشيعته فعند ذلك يرتاب المبطلون .

ابی حمزه ثمالی رحمه الله گفته است: خدمت امام صادق علیه السلام عرض کردم که امام باقر علیه السلام می‌فرمودند: خروج سفیانی، ندای آسمانی و طلوع خورشید از مغرب، از جمله حتمیات هستند و امور دیگری را هم می‌فرمودند که از حتمیات هستند. امام صادق علیه السلام فرمودند: و اختلاف بنی فلان در بین خودشان، و قتل نفس زکیه و خروج قائم ما نیز از جمله حتمیات است و حتما اتفاق می‌افتد. عرض کردم: ندا چگونه اتفاق می‌افتد؟ حضرت فرمودند: ندا کننده‌ای از آسمان در اول روز ندا می‌کند به صورتی که همه مردم با هر زبانی آن را می‌شنوند و ندا این است: بدانید که حق با علی و پیروان اوست. پس از آن و در آخر روز شیطان ندایی می‌کند که منشأش در زمین است نه در آسمان: بدانید که حق با عثمان و پیروان اوست. در همان وقت اهل باطل [در این که کدام ندا حق است] شک می‌کنند.

الغیبة، تالیف شیخ طوسی، صفحه ۲۶۸، چاپ منشورات الفجر

احساس سوختن به تماشا نمی شود..
بازدید : 63
شنبه 19 ارديبهشت 1399 زمان : 19:23

تقویم شیعه

سیزدهم رمضان

مرگ حجاج ثقفی لعنت الله علیه

در سال ۹۵ هجری قمری در چنین روزی ظالم سفاک پلید حجاج بن یوسف ثقفی لعنت الله علیه به هلاکت رسید. او در زمان ولید بن عبد الملک در شهر واسط که خودش بنا کرده بود با مرض آکله در شکمش به درک واصل شد. اقوال دیگر در روز مرگ او ۲۱، ۲۳، ۲۵، ۲۷ ماه رمضان است. مادر او قارحه نامی‌بود که قبل از همسری با یوسف بن عقیل پدر ظاهری حجاج، در منزل حارث بن کلده طبیب بود. هنگامی‌که حجاج به دنیا آمد سوراخ مقعد نداشت، طبیب برای او سوراخ قرار داد. همچنین او شیر نمی‌خورد تا اینکه بز سیاهی کشتند و از خونش بر پستان مادر و به صورت حجاج مالیدند و او از روز چهارم پستان قبول کرد. به این سبب حجاج خونخوار شد و می‌گفت: بیشترین لذت من در ریختن خون است. این صفت از کسی که مدت حمل او دو سال و نیم بوده و بیش از دو سال و نیم پس از مرگ پدرش به دنیا آمده، بعید نیست.

تعداد کشته شدگان به دست او را به جز جنگ‌ها، یکصد و بیست هزار نفر نوشته‌اند. هنگامی‌که هلاک شد، در زندان او پنجاه هزار مرد و سی هزار زن بود که ۱۶ هزار از آن‌ها برهنه و عریان بودند، و قاعده‌ی آن ملعون این بود که زن و مرد و اطفال را با هم زندانی می‌کرد، زندان او سقف نداشت.

عده‌ی زیادی از دوستان و شیعیان امیر المومنین علیه السلام را شهید کرد، از جمله کمیل بن زیاد نخعی، قنبر غلام امیر المومنین علیه السلام، عبد الرحمن بن ابی لیلی انصاری، که آن قدر او را تازیانه زد که امیر المومنین علیه السلام را سب کند ولی او مناقب آن حضرت را می‌گفت، تا حجاج دستور داد او را شهید کردند. دست و پای یکی از حواریین امام زین العابدین علیه السلام به نام یحیی بن ام طویل را برید تا شهید شد. همچنین سعید بن جبیر را به شهادت رسانید که ۱۵ روز بعد از قتل او حجاج به درک واصل شد. حجاج به مرض آکله مبتلا شد، و طبیب تکه گوشتی را به نخی بست تا آن ملعون بلعید. طبیب آخر نخ را نگه داشت، و بعد از لحظه‌‌‌ای نخ را کشید و دید چیزی نمانده است، و معلوم شد که به زودی جان به مالک جهنم خواهد سپرد. قبر او را در شهر واسط مخفی کردند و آب روی آن رها کردن ولی در زمان سفاح قبر او را پیدا کردند، آنچه مانده بود سوزانده و بر باد دادند. او بیست سال در عراق حکومت کرد، و عمر نحسش ۵۳ یا ۷۳ سال بود.

تقویم شیعه، نوشته استاد حجت الاسلام عبد الحسین بندانی، صفحه ۲۷۴-۲۷۵

ندای الهی و ندای شیطان پیش از ظهور

تعداد صفحات : 3

آمار سایت
  • کل مطالب : 38
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 26
  • بازدید کننده امروز : 27
  • باردید دیروز : 23
  • بازدید کننده دیروز : 24
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 234
  • بازدید ماه : 27
  • بازدید سال : 4393
  • بازدید کلی : 9287
  • کدهای اختصاصی